تبليغاتX
شوخی شوخی ...جدی بنویس
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
زمستان و من..

1.بايد زودتر از اينا اپ ميكردم .اما نه من ميانه خوبي با زمستان دارم نه زمستان با من..اينطوري ميشه كه من زمستونا نه چيزي به ذهنم مياد نه دستم به نوشتن ميره.( احتمالا دستام يخ زده و شايدم ذهنم!) واسه همين هم هست كه برگه هاي دفتر خاطراتم توي فصل زمستون خالين يا فقط يه كلمه نوشته شده كه مثلا امروز فلانه!همين..

 اما پشت در اين فصل سفيد، سبزه!

 

2.چندروز پيش، اخرين روز نمايشگاه كتاب توي اصفهان بود!نكات زير حاصل يه گشت و گذار حسابي توي اين نمايشگاه است

*.غرفه اول،غرفه كتاباي مذهبي بود.وقتي كنار يكي از غرفه وايساده بودم يه خانمي امد وبه قران هاي چيده شده نگاه كرد و دست زد و دست اخربه فروشنده گفت اقا ازاين قران رنگ ديگشو نداريد؟!(من هيچ منظوري از اين نكته نداشتم .فقط چون جالب بود نوشتم.بعد نياين بگين ... و وكيل مدافع بشين ها)

 

*. يه غرفه بود پر از كتاباي رمان ايراني(از اين عشقولانه ها).در بررسي هاي انجام شده به اين نكته رسيدم كه قبلا رمان ها براي تبليغ روي جلد سعي ميكردن از عكس يه دختر موپريشون توي باد استفاده كنن،اما الان بيشتر عكس هاي روي جلد رمان هاي ايراني، يه پسر گيتار به دست بود به چه نازي!! براي دلبري بيشتر گاهي يه قطره اشك هم گوشه چشمشون بود به چه درشتي!!

 

*.يه اقاي فروشنده اي بود كه داشت به 2 تا دختر،رمان معرفي ميكرد.گفت: خانمها اين كتابو بخريد پرفروش ترين كتاب شده!دختره هم گفت اقا من از اين كتابا كه يه دختري و يه پسري هستند بعد به هم نميرسن و اينا خوشم نمياد.فروشنده بلند گفت: واي جلوي نويسنده كتاب ميگي از اين كتاب خوشت نمياد؟ نگو فروشنده، همون نويسنده كتاب بود.گفت خانم اين سبكش رئاليسمه!.من ادرسمو مينويسم اگه خوشت نيومد من تا 1 ماه اينو ازت پس ميگيرم!(واقعا ميارزه ادم پاشه واسه يه كتاب تو اين راه ها بره و يخ بزنه تا كتابو پس بده؟!حالا هرچقدر هم ادرس نوشته باشن)

 

*.در دور بعدي اقاي نويسنده داشت به يه اقايي ميگفت تو اين كتابو ببر اگه بد بود تيكه تيكه اش كن بازم من ازت پس ميگيرم!(تبليغاتو لذت بردين؟)

 

*خيلي چيزاي ديگه بود كه من الان به ذهنم نميرسه..زمستون ديگه!

 

3. و در اخر ممنون از تمام اونايي كه با اينكه من نتونستم سر بزنم بهشون، ميومدن سر ميزدن( عجب سر تو سري شد!)

 

|+| نوشته شده توسط من در شنبه بیست و نهم دی 1386 و ساعت  | 
کریسمس و اغاز سال نو میلادی
هرچی که هی برای هم پیامک میفرستیم که "اغاز سال نو میلادی و کریسمس به شما و خانواده محترمتان.... هیچ ربطی ندارد" کمتر کسی گوشش بدهکار این حرف هاست و  اکثرا کلی با امدن کریسمس ذوق میکنیم و هی پیامک میفرستیم هی میفرستیم.... انگاری کلا ما دو تا سال نو داریم.. برای با شکوه تر شدن این عید پیشنهاد میشود:

۱.نماد کریسمس درخت کاجه و خوب شایسته نیست تو روز کریسمس ما توي خونه مون درخت  کاج نداشته باشیم که!پس وقتی هوا تاریک شد شال و کلاه میکنیم و تبر به دست میرویم سراغ درخت های اطراف.. اما لطفا حدالامکان قبل از کندن درخت و روی کول گذاشتن ان تا مسیر خانه،از کاج بودن ان مطمئن شوید..

۲.درخت کاج که بدون تزئین نمیشود(انصافا میشود؟).بهتر است برای تزئینات باز هم دست به کار شوید و چند کوچه ان طرف تر، تمام خانه هایی که به بهانه ای چراغانی کرده اند را شناسایی و شب هنگام به سراغشان روید! توجه داشته باشید عواقب این عمل (مثل برق گرفتگی و...)تنها به عهده خودتان است.

۳.این که در فیلم ها نشان میدهند که بابا نوئل، شب هنگام به درب منازل میاید و عیدی میدهد کاملا حقیقت دارد .اما به یاد داشته باشید که بابا نوئل تنها اسامی افرادی را در لیست خود دارد که مسیحی هستند..پس شما لازم است (نمیخوام بگم برای یه هدیه دینتو عوض کن که..) یک فرم همراه با مشخصات خود و خانواده محترمتان و کادوهای مورد علاقه تان تهیه نموده و شب هنگام ،درب کلیسایی یا خانه یک فرد مسیحی که میشناسید، بنشینید و منتظر امدن بابا نوئل شوید تا فرم را به ایشان تحويل دهيد.

۴. پیشنهاد بالا این مزیت را نیز دارد که اگر تا پاسی از شب بابا نوئل نیز نیامد خود شما در اثر برف هایی که در سرمای زمستان بر روی شما مینشیند تبدیل به یک بابا نوئل میشوید.

۵.اینکه در فیلم ها نشان میدهند که رسم است بابا نوئل کادو ها را در جوراب قرمزی که از بالای شومینه اویزان شده است میگذارد به یاد داشته باشید که به دلیل مشکلات تنفسی پیش امده برای پیر مرد این رسم برداشته شده ولی اگر شما در پی برپایی مجدد این رسم هستید لطفا جوراب های شسته شده را اویزان نمایید.

۶.اگر فردای کریسمس دیدید که به جای هدیه و عیدی انواع قبض تلفن و برق و گاز به در خانه شما امده است دیگر بدانید که از دست ما کاری ساخته نیست.

پ.ن:انصافا این قدر که ما در مورد بابا نوئل و رسماش  فیلم دیدیم در مورد عمو نوروز و رسماش فیلمی دیدیم؟!!

پ.ن: یکی از دلایلی که نظر خواهی رو تو پست قبل  بستم  اين بود که دیگه کسی نخواد از سر مجبوری و تو رودربایسی و به خاطر اینکه من رفتم نظر دادم بیاد نظر بده و ..میخواستم کلا ببندمش که ملت راحت باشن اما دیدم که نه تازه باید یه جواب جدید پس بدم که چرا نظر خواهی رو بستی و ما میخواستیم نظر بدیم..اینم نظر خواهی باز.. ببینم این بار میاین بگین ما باز میخواستیم نظر بدیم و نشد... 

|+| نوشته شده توسط من در جمعه هفتم دی 1386 و ساعت  | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar