تبليغاتX
شوخی شوخی ...جدی بنویس
خانه | آرشیو | پست الکترونیک

اسیب شناسی شبهای امتحان

در این زمان حساس که مردان را نمیتوان از نامردان شناخت اسیب شناسی شبهای امتحان میتواند روشی برای شناختن دوست و دشمن باشد.طبق تحقیقات انجام شده انسان ها را می توان بر اساس سه زمان متفاوت شناسایی کرد:

۱.زمانی که با انان کار دارید.  ۲.زمانی که انان با شما کار دارند .۳.شبهای پرشور امتحان

  افراد در شبهای امتحان به سه گروه تقسیم میشوند  :     

گروه اول:گروه اول که تعدادشان از انگشتان دست فراتر نمیرود افرادی هستند که صادقانه رفتار میکنند و وقتی از انها پرسیده میشود "فلانی چقدر درس خوندی؟" حقیقت امر را میگویند.این گونه افراد خوشبختانه در حال منقرض شدن هستند.

گروه دوم:گروهی هستند که از نوادگان پینیکیو (خداوند رحمتش کند) هستند انها افرادی هستند که وقتی از انها پرسیده میشود "فلانی چقدر درس خوندی؟"به دروغ عنوان میکنند من ۴۰ بار جزوه رو خوندم و 80 بار  كتاب..

.متاسفانه امار دقيقي از تعداد اينگونه افراد در دست نيست زيرا خيلي از انها قبل از امار گيري به عقوبت الهي بابت دروغ هاي شاخ دارشان گرفتار شده اند.لازم به ذكر است اين نوع اسيب در ميان جمعيت ذكور كشور بيشتر به چشم ميخورد.

 گروه سوم:گروه سوم كه عمده ترين گروه اسيب ديده را تشكيل ميدهند گروهي هستندكه وقتي از انها پرسيده ميشود"فلاني چقدر درس خواندي؟"  با فروتني كاذب عنوان ميكنند:"هيچي نخونديم..حتي يك كلمه..                                         

روان شناختي اين گونه افراد بسيار مشكل ميباشد و هنوز بنده حقير به اين پي نبرده ام كه چرا انان اينگونه رفتار ميكنند.بهترين لحظه براي ديدن اين افراد زماني است كه انها نمره اول كلاس را با وجود هيچي نخواندن كسب ميكنند.لازم به ذكر است اين مرض بيشتر در افراد مونث جامعه به چشم میخورد..

مثال:نمونه گیری از يك فرد اسيب ديده و اسيب شناسي فرد مذكور:

 مكان:گوشي تلفن همراه..زمان:شب امتحان

 فرد اسيب ديدهs.m.s ميزند:سلام .خوبي ....من فصل اخر هستم ..واي خيلي سخته.راستشو بگو چند دور خوندی؟ 

 من:هه هه..من دو فصل مونده تا يه دور كتابو بخونم..افرين كه فصل اخری.

 فرد اسيب ديده :نه..من نخوندم كه..اين قدر تو فرجه ها همه چي رو خوندم كه قاطي كردم ..نه من خيلي عقبم هيچي نخوندم.

همان طور که مشاهده میکنید در اين نمونه فرد اسيب ديده ابتدا گول خورده و حقيقت امر را ميگويد كه نشان از ناشي گري وي  ميباشد و سپس نشانه هاي مرض را از خود بروز ميدهد  متاسفانه تا كنون نه علل اين مرض كشف شده است نه شيوه درمان ان                                                          

در صورت کشف علل بیماری لطفا محققان ما را در جریان امر بگذارید(روابط عمومی سازمان)                                                            

|+| نوشته شده توسط من در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت  | 

1.ماجراي من و تيمور

با اينكه هنوز نديده بودمش اما دوسش داشتم..

كلي نديده باهاشاحساس صميميت ميكردم..

 تا حدي كه قرار شد تو خونه صداش بزنم تيمورجون!

تازه به زور و دعوا رضايت مامان بابامو گرفته بودم ..

اما وقتي امد اين قدر هيكل بزرگي داشت كه تو نگاه اول ترسيدم..در برابر من غول بود..

و بعد از كلي پا رو دل گذاشتن عطاي داشتن تيمور رو به لقايش بخشيدم.

نتيجه گيري علمي: تا زماني كه از حجم و اندازه طرف مقابل  مطلع نشديد بيخود باهاش احساس صميميت نكنيد.

پ.ن1:بابا تيمور اسم لاك پشتم بود..چرا فكر بد ميكنيد.

پ.ن2: تازه فهميدم به جاي تيمور اسمشو بايد ميذاشتم تهمتن..

 

کارشناس مسایل تاریخی!

2.ازم ميپرسه ميگه اين شهداي 15 خرداد دقيقا مال چه ساليه؟

ميگم:احتمالا مال سال 42 اما مطمئن نيستم فقط ميدونم اينقدر مهم بودن كه اين خيابون 5 اذر رو كه ميبيني به ياد شهداي 15 خرداد گذاشتن 5 اذر!!!

( خدايي منو بايد ميبردن ميكردن كارشناس تاريخي)

 

3.مراد از گفتن نامت تسلاي خاطر بوده و بس

ورنه خود دانم كه اين لاف عقل است:

من كجا باشم تو كجا؟!!

من متاسفم بابت اون چه كه من مسئولش بودم و حتي متاسفم براي اون چهكه مسئولش نبودم.( بابا همشو بنداز گردن من)

 من تمام تلاشم رو كردم واسه خوب شدني كه گفتي اما

اون جوري كه خواستي نشد...ميدونم گهگاهي منو مقصر ميدوني اما  ..(.خوب حق داري!! ) ... اما نميخوام فكر كني كه نخواستم .يا تلاشمو نكردم..کردم..اما..هنوز هم بعضي وقتها خودم رو واسه اون چه كه پيش امد و میاد سرزنش ميكنم .. و باز هم متاسفم..

مثل هميشه حرفي باقي نماند جز.....!( اين جاي خالي به جز كلمه هاي خوب ميتونه يه دعواي باحال باشه كه تو بري هيزمشو بياري و بعد با كبريت  روشنش كني و منم بادش بزنم تا شعله ور شه و دودش بره تو چشم  من و تو و ملت..)

۱۸/۳/۸۶

پ.ن:از تكه نوشته هاي نانوشته من

 

 

 

  

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط من در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386 و ساعت  | 
جرجیس..

+ببخشيد جرجيس خونه شما نيست ؟شما نديدينش بين اين همه پيغمبر؟

.

.

.

.

. اييييييييي جرجيس! كوشي؟

 

* حكايت ما هم شده پيدا كردن جرجيس.

مردم ميگردند و ميگردند و ميگردند اخر بين اين همه پيغمبر جرجيس نصيبشان ميشود..ما ميگرديم و ميگرديم و ميگرديم ...جرجيس كه هيچ( حتي باباي جرجيس) رو هم پيدا نميكنيم..

 

پ.ن:هرچند كه هاج مادرشو از طريق اركات پيدا كرد اما گمون نكنم اين روش براي پيدا كردن جرجيس گم شده جواب بده.لازمه طرح جستجوي خانه به خانه رو از طريق س.م .س اجرا کنیم     

-ببخشيد جرجيس خونه شما نيست؟اگه نيست لطفا اين پيام رو به نفر بعدي ارسال كنيد.(ستاد مردمي پیدا کردن جرجیس بین این همه پیغمبر)

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط من در جمعه یازدهم خرداد 1386 و ساعت  | 
تکذیب میکنیم..

1. در حاشيه سفر ريس جمهور به  شهر شهيد پروراصفهان:

در حاشيه سفر ريس جمهور به اصفهان  يكي از اشناها زنگ زد خونه ما .ما هم شادان و خندان بهش گفتيم چشمتون روشن!.. ميبينيم كه ريس جمهور امده اصفهان تازه شنيديم شب هم مياد خونتون..طرف  هم نگذاشت نه برداشت هرچي بد و بيراه بود نثار ما و جد و ابادمون كرد بعد هم گفت تو  از اين عناصر معلوم الحالي كه از رييس جمهوري اقاي احمدي نژاد سوختي......

پ.ن1: حالا حرف من چه ربطي به معلوم الحالي و سوختن داشت خدا عالمه..

پ.ن2:ما علاوه بر معلوم الحالي هرگونه سوختن رو تكذيب ميكنيم..

 

 

.2. فمينيست هاش صلوات..

.با چند تا از بچه هاي دانشگاه جمع بوديم..بعد  بحث كشيد به پشت سر هم حرف زدن و ناراحتي بچه ها.يكي از اقايون هم كه خواست جنبه اشو در ناراحت نشدن نشون بده برگشت طرف من و گفت اره شما توي اردوي ترم پيش گفتيد اقاي فلاني با اين كارش نشون داد كه در اينده زن ذليل ميشه..اما من ناراحت نشدم(اينجانب گفتن اين حرف  رو هم تكذيب ميكنم) منم  جواب دادم اقا ناراحتي نداشت كه.. حرف حقه اصولا مردا در اينده دو دسته ميشن :1.اونايي كه زن ذليلند2.اونايي كه ادعا ميكنن زن ذليل نيستند ولي هستند..

پسره هم يكم فكر كرد گفت البته!

بعد هم شروع كرد به اظهار فضل كردن از اينكه يه تحقيق تاريخي انجام داده فهميده اوج زن سالاري توي مصر باستان بوده...

حاشيه:البته لازم به ذكره ما خيلي خوشحاليم كه چين داره با الهام از تمدن مصر! شهر زنان رو درست ميكنه و شعار شهر هم گذاشته زنان هيچگاه اشتباه نميكنند !!!!(اين رو هم تكذيب ميكنيم)

البته در راستاي اسلامي بودن  شهر من پيشنهاد ميكنم شعارشونو عوض كنن بذارن فمينيست هاش صلوات!

 

|+| نوشته شده توسط من در شنبه پنجم خرداد 1386 و ساعت  | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar